غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
597
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بيت بفرياد فرياد خواهان رسد * به درد دل دادخواهان رسد و ميرزا بايسنقر بموجب فرموده ميرزا شاهرخ بهادر عملنموده از رشحات سحاب معدلتش رياض دين و دولت نضارت از سر گرفت و از لمعات انوار مرحمتش نهال ملك و ملت بتازگى صفت خضرت پذيرفت ع رياض ملك شد از فيض دولتش خرم . ذكر آمدن سلطان اويس بن ايدكو برلاس بآستان اقبال آشيان سپهر اساس افتخار العترة الطاهرة سيد شمس الدين على بمى كه سالك طريق مردمى گشته تمشيت مهم كرمان را قبول فرموده بود چون از سيرجان نزد سلطان اويس رفت هرچند او را بر توجه بپايهء سرير اعلى ترغيب نمود به جائى نرسيد بنابر آن جناب مرتضوى صفات بدار السلطنه هراة شتافته كيفيت تمرد سلطان اويس را بعرض رسانيد و از اهتزاز نسيم اين خبر نايرهء غضب خاقانى التهاب يافته فرمان عالى نافذ شد كه امير جهانشاه برلاس و امير حسن صوفى ترخان و امير قربان شيخ باتفاق حكام ولايت فراه و سيستان و چهل هزار سپاه نصرتنشان متوجه تسخير كرمان شوند و امرا بموجب فرموده روى به راه آورده بعد از وصول بدان حدود سلطان اويس در شهر تحصن نمود و سپاه نصرت پناه آغاز محاصره و محاربه كرده پس از انقضاء هفتاد روز سلطان اويس رسولان نزد امرا فرستاد و پيغام داد كه اگر حضرت خاقان سعيد گناه بنده را ببخشد و شما مراجعت نمائيد قدم از سر ساخته بملازمت آستان رفيع الشأن مبادرت نمايم و امرا كيفيت حال عرضه داشت پايهء سرير اعلى كرده آنحضرت جوابداد كه اگر سلطان اويس در قول خويش صادقست بايد كه يكى از معتمدان خود را بدينجانب فرستد تا لشگر قيامت اثر ترك محاصره كنند و الا امرا تا كرمان را نگيرند بازنگردند امرا سلطان اويس را از فرمان واجب الاذعان آگاه ساختند و او شيخ حسن را كه از جملهء اركان دولتش بمزيد تقرب اختصاص داشت نزد امرا فرستاد و ايشان از ظاهر كرمان برخواسته عازم خراسان گشته در اواخر رجب شيخ حسن را بعز بساط بوسى خاقان زمن رسانيدند و او به زبان تضرع و نياز گناه سلطان اويس را درخواست نمود و التماس تاكيد قواعد عهد و ميثاق كرد حضرت خاقان سعيد ملتمس شيخ حسن را بحسن قبول اقتران داده قسم ياد فرمود كه در حق سلطان اويس بد نينديشد و رقم عفو بر جرايم و زلالتش كشد آنگاه شيخ حسن بكرمان بازگشته خاطر سلطان اويس را مطمئن گردانيد تا احرام عتبهء كعبه مرتبه بسته در دوازدهم شوال سال مذكور متوجه شد و بعد از طى منازل بپايه سرير سلطنت مصر رسيده باصناف الطاف پادشاهانه و اعطاف خسروانه اختصاص يافت و در اواخر ماه ربيع الاخر سنهء عشرين و ثمانمائه حسب الحكم بصوب سمرقند شتافت و در آخر سالى كه فتح كرمان بوقوع انجاميد يعنى سنهء 819 خاقان والانژاد ميرزا